عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
242
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
تيهو و شكار كوهى جستهجسته يافت مىشود و از چشمهء گز لنگ تا منزل ديگر آب و آبادى نيست . سر فهرهو 438 سر فهرهو ابتداى جلگهء مگس [ است ] و نزديكيهاى آن ابدا كوه نيست ، الّا در يسار آن هم به فاصله دو فرسخ و موسوم است به كوه منظورى و در آن همهقسم درخت و علوفه و شكار بسيار است و از اهالى مگس در آن حوالى مرتع دارند و خود سرفهرهو چشمهاى است بزرگ در وسط جاده ، آبش شيرين و اطراف آن چشمه انواع و اقسام علوفهء اسب و قاطر فراوان [ است ] و آهو و خرگوش بهندرت يافت مىشود . رود ماشكيد 439 و از آنجا تا مگس چهار فرسخ [ است ] و راهش جزئى سنگلاخ و سراشيب و خطش به مشرق سير مىكند و در تمام اين خطّ از بمپور الى مگس و سبّ و دزّك توپ را مىتوان برد و همينكه سه فرسخ بگذرى به رودخانه [ اى ] مىرسد كه از كوههاى ايرندجان جارى [ است ] و از يسار راه بهطرف يمين مىرود و همان رود معروف ماشكيد است و در اين نقطه همهوقت زه و چشمهسار دارد و شرح حال رودخانهء مزبوره و شعبى كه به او متصل مىشود در ضمن ماشكيد گذشت و از اينجا راه تا آخر منزل كه يك فرسخ است هموار و مسطّح است . مگس « 1 » 440 مگس مزرعهاى است دائر و آباد و نقطهء مركزيهء ضابطنشين و هوايش مشابه است با سرحدّ خاش و به مراتب از بمپور و فهرج گرميش كمتر [ ست ] . ضابطش دلاور خان پسر مير سيف الدّين مگسى و مالكين آن طايفهء سپاهى و سردار و ارباب و آبش كمتر از دو سنگ و ده خروار بذرافشان آن است . و محصول شتوى [ 275 ] آن هفتاد هشتاد خروار غلّه و معادل همان از صيفى و ذرت بهعمل مىآيد و جزئى كولك هم دارد و نخيلات آن قريب دو هزار و پانصد اصله و بنگاه رعيتى آن قريب صد خانوار [ است ] . و معادل چهارصد نفر مرد و زن و كوچك و بزرگ در خانههاى
--> ( 1 ) - به « زابلى » تغيير يافته است .